تبليغاتX
:: #$ آسمان دل شکسته $# ::  

خدایا دلم ابریست دعا کن تا ببارد..



به نام آن پرنده اي كه رنگ نگاهش چشمانم را ديوانه انتظار كرد

 

وقتي به كاغذهايي كه خط خطي شدن و افتادن توي سطل نگاه مي كنم ، قلبم رو كه هر روز پاره تر از ديروز ميشه نجسم مي كنم.ولي انگار اون كاغذ به درد مي خوره ؛ولي اينجا فقط قلب منه كه هر روز تپشش تند تر از ديروز ميشه...

بعضي موقعه ها دلم مي خواد به جاي اون پرنده اي بودم كه هميشه انتظار ميكشه،دلم مي خواد نبودنش رو احساس كنم.اما همون قلبم نمي زاره...

پرنده هميشه چشم انتظار و من دل نگران وايه روزي كه قراره قلبم و بدم دست اون پرنده...

چند وقتيه دستم ديگه به نوشتن نميره...آخه ديگه برام چيزي نمونده كه بنويسم ...يك قلب بود كه اونم الان دست يكي ديگه است...

17 سال انتظار كم نيستا!نمي دونم چي بنويسم...نمي خوام فقط چيزي نوشته باشم تا اينجا رو پر كنم.مي خوام حرف دلم و بشنوي اي خدا...

لحظه هاي كه  درد دارم ...با عشق اشك مي ريزم چون ميدونم دردي كه خدا به بندهاش ميده ارزش داره....توي اون يك صلاحي هست

خدايا شكرت...اين درد و از من نگير ...

خدايا از امروز به چيزي فكر مي كنم كه تو مي خواي به هدفي كه توش آينده ام تو باشي...آخه مگه من به جز شما كسي و دارم  كه بخوام باهاش درد و دل كنم.و براي خودتم زار مي زنم و از خودت همه چيز رو مي خوام...

اون پرنده انقدر پاكه كه من دوست داشتنش رو نمي فهمم...ديروز حرفاي قشنگش من و ديونه كرد...اون انقدر در درگاه خداوند بزرگه كه ....نمي تونم تصورش كنم

واقعا نميشه...

خدايا من چي دارم ميگم..اصلا مگه جاي اين حرفا اينجاست....

ديگه تمومش مي كنم بازم يك نگاه و يك چشم يك انتظار

سعي مي كنم بازم بنويسم

اگه ديير شد ببخشيد...ولادت بي بي زهرا و كه گذشت به بي بي زهرا و همه اونايي كه سيره حضرت زهرا رو توي زندگيشون اجرا مي كنن تبريك ميگم...و از بي بي تشكر مي كنم كه نام زيباي خودشون رو روي منه حقير گذاشتن و اين روز رو به نام من هم ثبت كردن...

يا زهرا

+ به قلم 88/04/04ساعت 1:46 بعد از ظهر توسط تربت |