تبليغاتX
#$ آسمان دل شکسته $#


#$ آسمان دل شکسته $#

خدایا دلم ابریست دعا کن تا ببارد..

 

خدایا این بود تقدیر؟آره عزیز دلم؟باشه...هر چی شما بگی..

فقط...فقط چند تا سوال ازت دارم ...آخه چرا من؟چرا همش من امتحان بشم خدا جون؟کجای دلم جاش بدم این همه رو...مگه یک قلب چقدر جا داره؟مگه یک قلبی که روزی ۱۰۰۰ بار تیر میکشه  جای باریدن داره...

خدایا به آسمون ابریت که دلم باهاش میلزره قسمت میدم کمکم کن تا اونی که بهت گفتم و پیدا کنم...

میدونم از سر اون حرفی که بهتون زدم داری منو امتحان میکنی...اما خدایا بهم صبرم بده در برابرش...

خدایا مگه رفتن توی صحنه انقدر سخته که باید خودم و ویرایش کنم تا بیام داخل؟

پارسال میخواستی چی رو بهم نشون بدی؟امسال میخواستی چی بگی بهم خدای من؟عزیز من...

مگه من کی هستم؟یک بنده حقیر که توان حرف زدن نداره...

مگه هدف ما...راه ما این نیست که به خدا نزدیک بشیم...پس چرا بهم میگه چون تو خیلی معنویتت بیشتر ...من نمی تونم...

خدایا این چندیمن دفعه هست که یک نفر این حرف و میزنه؟منم آدمممااااا...

به خدا داشتم میترکیدم ...اگه نمی نوشتم میمردم...خفه میشدم...

چشمام شده مثل رودخونه ای که همش خشک میشه و یک دفعه جاری...

به خدا سخته...کاش یک لحظه جای من بودی و میفهمیدی...

خدایا ادامه میدم...به راهت...به راهمون ...به این راهی که دارم میرم ایمان دارم پس کمکم کن...

و دوباره این جمله زیبا رو میگم تا دوست جونم بدونه...انقدرا هم سخت نیست تا با سرنوشت بازی کرد...مگه الکی بود که تو اومدی تو زندگیه من یا برعکس من !اون بالا یکی یک چیز میدونسته که انتخاب کرده کی جاش کجا باشه...عزیز من...دیگه اون جمله رو نگو...شاید تو چیزهایی داشته باشی که من ازت یاد بگیرم..و بازهم برعکس...

من هیچ وقت به هیچ کس!وابسته نمی شم و نمی زارم کسی بهم وابسته بشه...حتی اگه عاشق بشم مثل...

اون جمله رو بگم برم...که همیشه چار ساز زندگیم بوده...شاید تکراری باشه اما پر معنی...

عمق نگرانی ما بیانگر فاصله ما با خداست...

التماس دعای ظهور...

یا مهدی(عج ا...)

نوشته شده در 88/08/14ساعت 5:20 بعد از ظهر به قلم تربت| |

به نام خالق ضامن آهو

سلام به آقايي كه تمام زندگيم و مديون شما هستم...

سلام به آقايي كه تك تك قدم ها رو با ياد او برداشتم...

و سلام به امامي كه تاريخ زيباي ۸/۸/۸۸ به نام ايشون ثبت شد...و امروز براي حضرت جواد روزي پر بركت است با قدوم ضامنش...

آقاجون خيلي وقته پست جديد نذاشتم چون وقت نمي كنم...و الانم فقط به عشق شما اومدم و مينويسم..

اول بگم اينو كه نزديك ۲ ماه ميشه منو دعوت نكردين آقا جون..و من ۲تا كارت دعوت ميخوام يكي مشهد و يكي كربلا...

منتظرم پس...

دوم ايمكه يك تشكر بدهكارم بابت همه راه هايي كه بهم نشون دادين و منو به بي راهه نكشيدين...ممنونم ازتون ...اميدوارم با كارهام بتونم جبران كنم..

خيلي نوكرتيم...

كمكم كنيد تا داستاني كه مي نويسم زود تر تموم بشه...

ديگه فقط همين...

عيد همگي مبارك

ميسپرمتون به بي بي زهرا

يا علي بن موسي الرضا

نوشته شده در 88/08/08ساعت 1:54 بعد از ظهر به قلم تربت|


Design By : Night Skin

 


Runtime Error

Server Error in '/' Application.

Runtime Error

Description: An application error occurred on the server. The current custom error settings for this application prevent the details of the application error from being viewed remotely (for security reasons). It could, however, be viewed by browsers running on the local server machine.

Details: To enable the details of this specific error message to be viewable on remote machines, please create a <customErrors> tag within a "web.config" configuration file located in the root directory of the current web application. This <customErrors> tag should then have its "mode" attribute set to "Off".


<!-- Web.Config Configuration File -->

<configuration>
    <system.web>
        <customErrors mode="Off"/>
    </system.web>
</configuration>

Notes: The current error page you are seeing can be replaced by a custom error page by modifying the "defaultRedirect" attribute of the application's <customErrors> configuration tag to point to a custom error page URL.


<!-- Web.Config Configuration File -->

<configuration>
    <system.web>
        <customErrors mode="RemoteOnly" defaultRedirect="mycustompage.htm"/>
    </system.web>
</configuration>