#$ آسمان دل شکسته $#
خدایا دلم ابریست دعا کن تا ببارد..
به تقویم نگاه میکردم که چشمم خورد به ۲۱ تیر که روز عفاف و حجاب بود و گفتم بیام و توی وبلاگ مختصری بنویسم.
یادمه از کلاس سوم(دبستان)چادر سرم می کردم ..مورد تشویق خیلی ها قرار می گرفتم و بر عکس مورد تمسخر دیگران....
این بچه با این سنش چادر...تو این گرما...پا به پای مادرش میاد و میره و چادرم سرش میکنه...
اما وقتی حرفای مردم و گذاشتم کنار و به خدا و عشق به اون فکر کردم ...با خودم گفتم مگه حرف غیر منطقی مردم باید برام مهم باشه..؟من بخاطر کی دارم چادر سرم میکنم؟بخاطر کی حجاب دارم؟بخاطر تشویق های چند نفر و محبت های پدر و مادرم؟مگه کسی من و زور کرده....تازه مامان که میگه دخترم تو این گرما چادرت و در بیار اذیت میشی...
اصلا زهرا...کی به تو گفته چادر سر کنی ؟بخاطر کیه...؟مگه همه چی چادره...تو هنوز بچه ای....برو عشق و حالت و بکن...از بچگیت و سنت لذت ببر...
نه نه....اینا حرف اون زهرا نبود...
من به عقیده خودم چادر سر کردم ُنه با زور بود نه با تشویق...
من هیچ گاه حسرت اینکه لحظه ای به جای اون کودکانی باشم که معنای حجاب را نمی دانستند ...نخوردم.
عشق به خدا و بعد به پارچه ی مشکی رنگی که فقط چند متر پارچه نبود و جلوه یک عشق رو نشان می داد که با پرده ای نمایان شده بود ُمن رو آگاه به این کرده بود که به خاطر خدا چادر سرم کنم...
و شکر می کنم خدایم را که تا به امروز پرده عفاف و حجاب رو کنار نزده ام و این در صورتی بود که خدا کمکم می کرد و اگر عنایت او نبود من ...
گاهی تا به الان هم شده که بعضی ها چادر و حجاب را تحقیر کنند و زیر پایشان لگد کنند...اما مهم بانوی حجاب حضرت فاطمه زهراست...که اینگونه بودند و انشاا... ما راهشان را ادامه خواهیم داد.
حجاب چهره جان می شود غبار تنم
خوشا دمی که ازین چهره پرده برافکنم
چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیست
روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم
به امید ظهورش
یا مهدی
| Design By : Night Skin |

