تبليغاتX
#$ آسمان دل شکسته $#


#$ آسمان دل شکسته $#

خدایا دلم ابریست دعا کن تا ببارد..

 

به نام آن که هستی ام از آن اوست
به نام آن که عرش پاسبان اوسـت
به نام عشق، به عشــــــــــــــــق او
به عشق او که عشق جاودانه در بهشت اوست
به نام آنکه صاحب الزمان مـــــن
کلید دار قبر بی نشان اوســــــــت
به نام آنکه گریه های بی امان آسمان
برای پیشواز فصل کوته خزان اوست
به نام آن کسی که در میان برگ های زرد
میان لحظه های درد،همیشه نام دوست بر زبان اوست
کسی که در حضور حضرت خدا
تمام کاینات روضه خوان اوست
به نام آن مادری که این بهار از جوانیش
به زیر بار قامت کمان اوست
به نام او که جای شعله های ظلم
به روی درب خانه و به روی استخوان اوست

به نام او که هستی ام از آن اوست

سلام بر آقای مهربانم...یا امام زمانم شهادت بی بی رو بهتون تسلیت میگم.

این روزا یک اتفاقای عجیبی میفته برام...نمی دونم درونم داره چه اتفاقی میفته...خدای چرا وقتی فکر هر چیزی میره تو ذهنم  لحظه ای بعد اون اتفاق میفته!خودمم نمی دونم واقعا این روزا بعد جور دلم گرفته...

بی بی جان خواستم  بنویسم که بمیرم برای پهلوتون بمیرم که چه جوری زجر کشیدین...ولی نتونستم َاشک امان نمی ده...

این روزا روزای آشنایی من با کسی بود که معنای عشق رو فهمیدم...(و هیچ وقت فراموش نمی کنم...روزای با هم بودنمون رو...روزای اعتکاف ...پارسال شهادت بی بیکه...)

فقط میگم:بر حاشیه ی در و دیوار بنویسند/گل طاقت فشار در و دیوار ندارد

خدا لعنت کنه کسانی که باعث شدن بی بی زهرام زجر بکشه

تورو خدا این روزا هر موقع دلتون گرفت به یاد ما هم بیفتین...

دعا بفرمایین...

دیگه حرفی ندارم فقط با چند بیت شعر تموم میکنم(البته شاعرش من نیستم)


مادر من مادر من بهشت احمد بُوَد
روح دو پهلوی محمد بُوَد
مادر من بود و نبود علیست
مادر من یاس کبود علیست
مادر من چون مرغ بی بال شد
مثل کتاب وحی پا مال شد
حیف از آن نخل که بی برگ شد
اول زندگی جوان مرگ شد
حیف که ناموس خدا را زدند
مادر مظلومه ی ما را زدند
حیف از آن سینه که در خون نشست
حیف از آن دست که دشمن شکست

تا ظهور مهدی فاطمه

یا فاطمه زهرا

 

 

 

نوشته شده در 88/02/20ساعت 4:15 بعد از ظهر به قلم تربت| |


Design By : Night Skin