#$ آسمان دل شکسته $#
خدایا دلم ابریست دعا کن تا ببارد..
ابر چشمانم ديگر توان باريدن ندارد آذرخش چشمانم غروب مي كند اما نمي بارد.دلش مانند آسمان ! سرخ گرفته است و من اينجا فقط تماشا مي كنم كه ابر چشمانم چگونه در انتظار باران است. تلالو خورشيد هر روز خدا نورش را طوري به ابرهاي دلم مي تاباند كه جاي گرمايش تيري دگر به قلبم مي زند كه فقط با باريدنش علاج ميابد.. خداي من خداي غروب خداي حسين...خداي زهرا اين چه سر نوشتيست كه دست من را در آغوش مهربان آسماني داده است ، كه زمينش محو است و من تنهاي تنها در غروبي پر معنا زندگي مي كنم. غروبي پر از عشق كه من را به روياهاي دوري مي برد كه آينده اش معلوم نيست چه مي شود. دلم مي خواست سر نوشتم را به دست دوربيني بسپارم كه لنزش هر چند ساده باشد ، اما عكس زندگيم را تبديل به تصوير مي كند كه جايگاهش عشقي است كه... دوربيني باشد كه من بتوانم صحنه هاي زندگي همنوعان خودم را به تصوير بكشانم. زندگي كساني كه طعم باران را نچشيده اند و من روزي را به تصوير در بياورم كه عكسش روي قابعكش قلبشان شعله ور شود... عكسي كه غرويسرخ را نشان مي دهد و آسماني كه از درد ؟؛ سرخ شده است.و صدايش فقط به باران مي رسد و مي گويد ببار تا ببينيد من چه مي كشم با دلي پر از خون ؛ غروبي كه طلوعش هيچ وقت ديدني نيست... آسمان دلم را به رنگ مشكي درمياورم تا همه بفهمند دلم از جنس غروب استمنهم عكسي مي خواهم از زندگيم داشته باشم تا آن را به باران تبديل كنم.
| Design By : Night Skin |


