تبليغاتX
:: #$ آسمان دل شکسته $# ::  

خدایا دلم ابریست دعا کن تا ببارد..



مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت.

 

در حال کار، گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت.

 

آنها به موضوع «خدا » رسیدند،

 

 آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد!
 
مشتری پرسید :چرا؟
آرایشگر گفت : کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد.
 
اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟

 

 بچه های بی سرپرست پیدا می شدند؟ این همه درد و رنج وجود داشت؟

 

 نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیز ها وجود داشته باشند.
مشتری لحظه ای فکر کرد،اما جوابی نداد؛چون نمی خواشت جروبحث کند.

 

آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. 

 

در خیابان مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده...

 

مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت:

 

به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.
آرایشگر با تعجب گفت:چرا چنین حرفی می زنی؟

 

من این جا هستم،همین الان موهای تو را کوتاه کردم.

 

مشتری با اعتراض گفت : نه!!! آرایشگر ها وجود ندارند،

 

 چون اگر وجود داشتند،
هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد.
آرایشگر گفت : نه بابا ؛ آرایشگر ها وجود دارند،
 
موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند.
مشتری تایید کرد: دقیقا! نکته همین است.

 

 خدا هم وجود دارد!

 

فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند.

 

برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.

+ به قلم 87/05/28ساعت 2:14 بعد از ظهر توسط تربت |

سال‌هاست که در انتظار دیدن جمالت، چشم انتظاریم. به هر گلی که می‌رسیم، بوی تو را در آن جست و جو می‌کنیم. در کوچه پس کوچه‌های عشق به دنبال معشوق می‌گردیم تا شاید نشانی تو بیابیم و بتوانیم گرمای وجودت را با تمام وجودمان حس کنیم. چه زیباست لحظه‌ی وصال! یا صاحب الزمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجک‌الشریف! قلبم آکنده از عشق به شماست، ولی اعمالم، چیز دیگری می‌گویند. شنیده‌ام که اندرون قلب مرا می‌بینی و گرچه اعمالم باعث آزردگی خاطر شماست ولی عشق به وصال وجود نازنینت، مرا به زندگی و آینده امیدوار می‌کند.
در آن نفـس کـه بمـیرم در آرزوی تو باشم    بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
قلم ناتوان است از حس و نگارش عشقی که خودم هم نمی‌توانم آن را بیان کنم.
مولای من! آن زمان که در جست و جوی شما آواره‌ی کوی و برزن هستم تا نشانی از تو بیابم، وقتی به در خیمه می‌رسم، متوجّه می‌شوم که من نیز مانند آن مرد صابونی، غرق در پستی‌هایی هستم که مانع رسیدن به وصال محبوب است.
هنگامی که به درون خود و به فطرت اولیه‌ی خویش که خداوند در نهاد همه گذاشته مراجعه می‌کنم، با چشم دل آثار و برکات شما را به خوبی می‌بینم و بارقه‌های امید در وجودم شعله‌ور می‌شود.
بهشـت عـدن اگر خـواهی بیا با ما به میخانه            که از روی خمت سوزی به حوض کوثر اندازیم
آری، جهت رسیدن به کمال عظمای الهی باید به در خانه رفت. باید خانه را پیدا کرد و در مسیر رسیدن، از سختی‌ها و نا ملایمات نترسید.
در بیابان گـر به شـوق کعبه خواهی زد قـدم            سـرزنش‌ها گـر کـند خـار مـغـیلان غـم مخـور

میلاد یگانه منجی عالم بشریت قطب عالم امکان یوسف زهرا یار جمکرانی مهدی فاطمه بر تمام شیعان جهان مبارک باد...

+ به قلم 87/05/26ساعت 8:0 بعد از ظهر توسط تربت |