تبليغاتX
:: #$ آسمان دل شکسته $# ::  

خدایا دلم ابریست دعا کن تا ببارد..



آموزش خودكشي-زير ۱۸ سال نخونن
ادامه مطلب

+ به قلم 87/03/30ساعت 12:19 بعد از ظهر توسط تربت |

سلام دوستانه گلم 

يك خبر خوش دارم واسه خانم ها

اگه خوشحال شدين نظر بدين تا بازم از اين خبر ها براتون بزارم.

خبر:تمام رسانه ها...

راه بقيع براي خانم ها هم باز شد و خانم هاي عزيزمون هم مي توانند بر سر مزار امامان عزيزمان بروند

و فقط به طور ايستاده  يعني كسي(خانم ها)حق نشستن را در آنجا ندارند.

من كه از ان خبر خوشحال شدم شما هم اگه خوشحال شدين  به من بگين(نظر بدين)

ياعلي

+ به قلم 87/03/30ساعت 11:23 قبل از ظهر توسط تربت |

می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید
مهتاب رخت بعد غروبم به در آید
می ترسم از آن دم که بیای و نباشم
جان از بدنم رفته و عمرم به سر آید
می خوانمت ای یار ز صبح ازلی
آه از دل خونم زغم هجر برآید
در راه تو من منتظرم تا که بیای
از گل وصل رخت بهره دلم کی ثمر آید
بر دامن تو رشته دل را چو ببستم
کی مهر رخت از پس پرده به در آید
جز هجر تو اندر دل من هیچ غمی نیست
کی می شود از سینه غم هجر برآید
هر سو نگرم از تو و از وصل بگویند
کی می شود ین فصل فراق تو سرآید
از باغ غمت لاله چو بسیار بچیدیم
کی می شود اندر دل ما لاله وصل تو برآید

براي ظهور آقا صلوات

التماس دعا

+ به قلم 87/03/29ساعت 8:48 بعد از ظهر توسط تربت |

 

+ به قلم 87/03/27ساعت 12:55 بعد از ظهر توسط تربت |

خسته ام میفهمید؟!
خسته از آمدن و رفتن و آوار شدن.
خسته از منحنی بودن و عشق.
خسته از حس غریبانۀ این تنهایی.
بخدا خسته ام از اینهمه تکرار سکوت.
بخدا خسته ام از اینهمه لبخند دروغ.
بخدا خسته ام از حادثۀ ساعقه بودن در باد.
همۀ عمر دروغ،
گفته ام من به همه.
گفته ام:
عاشق پروانه شدم!
واله و مست شدم از ضربان دل گل!
شمع را میفهمم!
کذب محض است،
دروغ است،
دروغ!!
من چه میدانم از،
حس پروانه شدن؟!
من چه میدانم گل،
عشق را میفهمد؟
یا فقط دلبریش را بلد است؟!
من چه میدانم شمع،
واپسین لحظۀ مرگ،
حسرت زندگیش پروانه است؟
یا هراسان شده از فاجعۀ نیست شدن؟!
به خدا من همه را لاف زدم!!
بخدا من همۀ عمر به عشاق حسادت کردم!!
باختم من همۀ عمر دلم را،
به سراب !!
باختم من همۀ عمر دلم را،
به شب مبهم و کابوس پریدن از بام!!
باختم من همۀ عمر دلم را،
به حراس تر یک بوسه به لبهای خزان!!
بخدا لاف زدم،
من نمیدانم عشق،
رنگ سرخ است؟!
آبیست؟!
یا که مهتاب هر شب، واقعاً مهتابیست؟!
عشق را در طرف کودکیم،
خواب دیدم یکبار!
خواستم صادق و عاشق باشم!
خواستم مست شقایق باشم!
خواستم غرق شوم،
در شط مهر و وفا
اما حیف،
حس من کوچک بود.
یا که شاید مغلوب،
پیش زیبایی ها!!
بخدا خسته شدم،
میشود قلب مرا عفو کنید؟
و رهایم بکنید،
تا تراویدن از پنجره را درک کنم!؟
تا دلم باز شود؟!
خسته ام درک کنید.
میروم زندگیم را بکنم،
میروم مثل شما،
پی احساس غریبم تا باز،
شاید عاشق بشوم!!

سوزان يگانه

+ به قلم 87/03/27ساعت 12:2 بعد از ظهر توسط تربت |

 

واي ي ي

بالاخره اين امتحانات هم تموم شد به سلامتي خودمو كوشتم.

شما رو نمي دونم.من دوباره اومدم قلم هاي خوشگل براتون بزارم.

اگه اين چند روز نبودم و نتونستم به لطف هاي شما دوستانم توجه كنم ببخشيد.

واي خدا

خستگي از تنم درومد.

شما چي كه دبيرستاني هستين؟امتحانا خوب بود يا به قول شاعر ري....حالا نمي دونم ديگه گذشته گندم زده باشينوديگه تموم شده به فكر آينده باشين.

اون بوسه برا شما پسرا نيست برا يكي ديگست خودش ميدونه

 

 

+ به قلم 87/03/25ساعت 1:39 بعد از ظهر توسط تربت |