تبليغاتX
:: #$ آسمان دل شکسته $# ::  

خدایا دلم ابریست دعا کن تا ببارد..



+ به قلم 86/12/28ساعت 11:21 قبل از ظهر توسط تربت |

وقتي واقعيت ها , آدم را فريب بدهند چه کار مي شود کرد ؟¯
روزگاريست که حقيقت هم لباسي از دروغ بر تن کرده است¯
و راست راست توي خيابان راه مي رود ¯
عشق نشسته است کنار خيابان , کلاهي کشيده بر سر و دارد گدايي مي کند¯
و مرگ , در قالب دخترکي زيبا , گلهاي رز زرد مي فروشد¯
زندگي , در لباس افسر پليس , براي ماشين هاي تمدن سوت مي زند ¯
و شادي , در هيئت گنجشکي کوچک , توي سوراخي در زيرشيرواني , از ترس گربه خشونت , قايم شده است¯
و آدم ها , همان غورباقه هاي سرگردان مرداب تنهايي هستند¯
که شاد از شکار مگس هاي عمرشان شب تا صبح غورغور مي کنند

+ به قلم 86/12/28ساعت 11:10 قبل از ظهر توسط تربت |

سلام دوستان من فرا رسيدن عيد نوروز رو به همه شما تبريك ميگم دوست دارم لحظه سال تحويل

نظري به دله بيمارا به يتيما و به دله شكسته منتظران بندازين

با دعا كردن چيزي از ما كم نميشه فقط انكه اگه برا ديگران دعا كنيم دعاي خودمون براورده مي شه

وقتي همه اين دعا ها رو كردين يادي هم از منه حقير بكنين.

تو دعاهاتون  فرج آقامونو يادتون نره

راستي هر كسي كه لحظه سال نو سر جانمازش عبادت كنه خيلي ثواب داره خيلي...

يا مقلب القلوب و الابصار

يا مدبر الليل و نهار

يا محول الحول والاحوال

حول حالنا الي احسن الحال

 

+ به قلم 86/12/25ساعت 1:55 بعد از ظهر توسط تربت |

+ به قلم 86/12/25ساعت 1:48 بعد از ظهر توسط تربت |

 

صداي آرام آب مانند صداي او لطيف و آهسته بود زيبا و رسا خدايا جگرم پاره شده است از

تنهايي از غصه و غم از بي كسي از اينكه او تنهايم گذاشت و ئنيامد آخر چرا مگر تنها براي

بدست آوردن دلش كار ديگري انجام دادم مگه تنها شب هابي سه شنبه بر بام آسمان ننشسته ام و

زمزمه هاي دعايم بر گوش رفتگر محله كه شب تنها او بيدار بود و من و دلهاي عاشقان خسته و

فقط او بود كه صداي من را مي شنيد. مي دانم من بنده ي حقير را حتي دوست نداري چشم بر رويم بندازي چه برسد به اينكه...

 

مگر اخه قط شب هاي جمعه نبود كه به جمكران مي رفتم و درش به روي همه باز بود اما كسي

نبود كه از ما استقبال كند كسي نبود به نام او كه به ما خوش آمد بگه به مهموناش بگه بفرماييد

داخل فقط خودم  بودم و آن  بگه به مهموناش بگه بفرماييد داخل فقط خودم بودم و آن مسجد

جمكران و خادماني كه عاشقانه برايتان سودا مي كنند.آخه آخه تا كي صبر كنيم تا كي بايد غروب

جمعه ها دلمان بگيره تا كي بايد رنگ آسمان و سرخ ببينيم تا كي بايد سه شنبه ها دعاي عهد بخونيم.

 

آقا جونم پس كي ظهور مي كنين نمي دونم چه زماني  چه لحظه اي فقط مي دونم كه كساني كه

انتظار كسي رو مي كشن حتما به مقصدشون مي رسن  چه آدم حقيري باشن چه خوب باشن چه

زنده چه مردخ مي دونم يك روزي همه مي بينيمتون البته اگه شمت بخواي اگه بخواي كه من بنده حقير رو ببينين.

 

آقاي من صداي عطش هايم صداي زمزمه هايم صداي دل آرام قلبم كه با هر تپش پير تر مي شود .صداي ناله هايم به گوشتون مي رسه؟مي دونم مي رسه

 

اما آقايي كه شبا رد مي شد از كوچه ما كيسه به دوش كو رد پاي پر خرشاي بي خروش كو اون آقاي خرقه پوش كو  موهاي آقا سفيد جونا كيسه رو از آقا بگيرين جوونا

 

پس كجايي آقاجون فقط براي ظهورتون يك چيزي مي گويم.

 

اللهم اكشف هذه الغمه ان هذه اللعمه بحضوره و اعجلنا ظهوره انهم يرونه بعيدا و نروهوا قريبا برحمتك يا ارحم راحمين .

+ به قلم 86/12/25ساعت 1:42 بعد از ظهر توسط تربت |